
زندگینامه آیت الله رجبعلی محمدی
1. سرگذشت:
آیه الله شیخ رجب علی(ره)، فرزند ملا محمد ابراهیم، فرزند ملا حسینعلی، فرزند علی مدد، متعلق به طایفه ایمو از قوم داخه است که خود از اقوام بزرگ مردم باغچار محسوب می شود. وی در سال ۱۳۱۸ در باغچار و در خانواده با دیانت و تقوا دیده به جهان گشود، جدش ملا حسینعلی، پدرش ملا محمد ابراهیم و همچنین دو عم گرامی اش ملا محمد یعقوب و ملا جمعه علی از شخصیت های علمی دینی و با نفوذ روزگار خود بوده و هر کدام در پرهیزگاری و رعایت تقوای الهی به نیک نامی شهرت داشتند.
آیت الله محمدی خواندن و نوشتن را در کودکی از پدرش مرحوم ملا محمد ابراهیم آموخت شخصیت او در همان آوان کودکی در خانواده علم و ادب شکل گرفت و آبدیده شد نخستین مرحله نوآموزی در محضر پدر، مسیر آینده عمر وی را تعیین کرد. قسمتی از سال های کودکی ایشان در باغچار سپری شد و سپس با اتفاق خانواده به تیرینکوت مهاجرت کردند؛ و سال های نوجوانی را در آنجا به سر برد. در آن جا نزد ملا عبدالله خطیب و ملا جان محمد و ملا عبدالوهاب، به تحصیل دانش ادبیات عرب پرداخت. کتب مقدماتی صرف و نحو را نزد این سه عالم اهل سنت فراگرفت.
در سال ۱۳۳۹ هجری شمسی به خدمت عسکری جلب شد. دوره دو سال عسکری را در لوای ۶۵ مُقُر و فرقه ۱۴ غزنی به سمت کاتب تُولَی هاوان و تحویل دار اسلحه، خدمت کرد. هنگام ترخیص به اعتبار شایستگی شخصیتی و اخلاقی که در دوره خدمت از خود نشان داده بود، اداره ترخیص تصدیق نامه ای به او اعطا نمود و در آن نوشت: «این شخص در هر اداره دولت اگر وظیفه داده شود، از عهده آن به طور کامل برآمده می تواند» به همین سبب پس از ترخیص از عسکری در سال ۱۳۴۲ هجری شمسی در مدیریت مکلفیت در مرکز ولایت ارزگان (ترینکوت) به عنوان کارمند رسمی مقرر و توظیف شد.
در خاطراتی که از وی به جا مانده خدمت در اداره مکلفیت را برای خودش فرصت مغتنم شمرده است؛ سرّ آن این است کسانی که در علوم دینی مدرس بودند برای امتحان مدرسی از والسوالی ها به آن اداره می آمدند و در صورت کامیابی در امتحان برای آن شخص سند معافیت از خدمت عسکری داده می شد به همین سبب آن کسان ناچار به مدت چند روز در تیرینکوت اقامت می نمودند.
آیت الله محمدی در این باره گفته: «علمای که به مرکز ولایت می آمدند در مدت توقف آن ها در مرکز از شدت علاقه که به علم داشتم از بعضی از آن ها خواهش می کردم تا زمان که در مرکز حضور دارند از بعضی کتب علمی برایم درس بگویند». او در این اشتیاق وافر به کسب دانش از کسانی چون شیخ غلام علی موحدی اشترلی که از علمای بزرگ دایکندی بود یاد کرده که او از وی خواهش نموده تا هر وقت در مرکز حضور دارد برایش درس بگوید.
در اشتیاق آیت الله محمدی به کسب دانش کافی است به این خاطره توجه کنیم: بنا بر روایت جناب حاج ملا غلام رسول شریفی، وی در خاطرات خود گفته هنگامی که در اداره مکلفیت بودم شخصی آمد که هدفش از شرکت در امتحان و گرفتن سند معافیت از عسکری، رفتن به نجف برای ادامه تحصیل بود. محمدی گفته با آن شخص بیش از حد انتظارش مساعدت نمودم تا توانست سند معافیت به دست آورد. آن شخص بسیار خوشحال شد و گفت باید برای شما شیرینی خوب بدهم پرسیدم شیرینی من چه هست؟ آن عالم گفت یک اسب تیز رفتار خوب دارم آن را با کمال میل به شما تقدیم می کنم. گفتم یک اسب؟! آن شخص گفت: ۵ جریب زمنین دارم آن را به شما تقدیم می کنم. گفتم زمین؟! آن هم در قبال این خدمت بزرگ؟! آن شخص متحیر ماند و گفت پس چه کنم تمام دارایی ام همین است! به او گفتم چرا نمی پرسی که شرینی شما چیست؟ پرسید شیرینی شما چه هست؟ گفتم شیرینی من این است که هر وقت نجف رسیدی دعا کن من هم بتوانم برای ادامه تحصیل علم به حوزه علمیه نجف بیایم.
آیت الله محمدی در قسمتی از خاطراتش آورده است: «تمام همتم در تیرنکوت این بود که برای تحصیل علم به نجف بروم با این آرزو تا زمانی که در آنجا بودم با اینکه موظف حکومت بودم در اوقات فراغت نزد عالمان اهل سنت می رفتم و به فراگیری دانش ادامه می دادم و در ضمن به فکر رفتن به نجف نیز بودم تا آنکه خداوند برایم فرج عنایت کرد با اخذ پاسپورت خدمت در اداره حکومت را رها نمودم و همراه با خانواده به نجف مشرف شدم در حوزه علمیه نجف از کتاب حاشیه ملا عبدالله در منطق و از کتاب سیوطی در ادبیات، امتحان دادم و کامیاب شدم».
ایت الله محمدی در ادامه خاطرات از استادان و تحصیلات خود در نجف به ترتیب نام برده و گفته: «با حضور در درس های ادبیات مرحوم مدرس افغانی دوره تحصیلاتم در ادبیات عرب کامل شد؛ هر دو جلد کفایه الاصول مرحوم آخوند هروی را نزد آیة الله فیاض تحصیل نمودم دانش فلسفه را با خواندن شرح منظومه ملا هادی سبزواری و اسفار ملا صدرا، نزد آقای شیخ عباس قوچانی(ره) آموختم. دوره خارج اصول و مبانی استنباط را نزد آیت الله شیخ شمس الدین واعظی و آقای شیخ عباس قوچانی تحصیل کردم و همزمان به دروس خارج فقه آیت الله خوبی(ره) نیز حاضر می شدم».
وی میگوید: «همزمان با تحصیل به تدریس رو آوردم ادبیات عرب مشتمل بر صرف ،نحو معانی بیان و بلاغت را در مدرسه شیخ چمن اخلاقی و دیگر مدارس حوزه علمیه نجف تدریس می نمودم در کنار تدریس ادبیات به تدریس دانش منطق و دانش اصول و مبانی استنباط در تمام سطوح پرداختم و در همین زمان به عرفان نظری و عملی رو آوردم و کتاب های فصوص الحکم ابن عربی کتاب مصباح الانس حمزه فناری و شرح منازل السائرین عبد الرزاق کاشانی را تدریس کردم. در کنار تمرکز روی عرفان و تدریس متون درسی یادشده، به تدریس علم کلام و فلسفه نیز پرداختم».
آیت الله محمدی بنا به گفته خودش تمام کتاب های درسی و متون اصلی حوزه را در دانش های صرف، نحو، معانی، بیان، بلاغت، منطق، مبانی استنباط، عرفان نظری، عرفان عملی، کلام اسلامی و فلسفه تدریس داشته و در عرض آموزش این دانش ها تربیت و پرورش اخلاقی طلاب را نصب العین خود قرار داده است.
ایشان پس از شرح دوره کامل تحصیلات علمی حوزه و تدریس همزمان متون درسی و مهم، به بیان فواید آن دانش ها و شرح تأثیر آن ها در زندگی انسان پرداخته و گفته: «از تحقیقات در این علوم و مراجعه به مفاد این علوم، برای بنده این نتیجه حاصل شد که علم کمال نهایی برای افراد بشر است و سعادت که برای انسان حاصل می شود در سایه علم است چون بشر در مسیر تقرب به سوی خداوند و خالق عالم است اما مرتبه معرفت مقدم بر مرتبه عبادت است باید اول مبدا عالم را بشناسد تا بعد او را عبادت کند».
وی ضمن بیان مفصل اهمیت کسب دانش های حوزوی و نقش آن ها در سعادت انسان، کسب دانش های فقه، کلام، عرفان نظری و عرفان عملی را به طور خاص مورد توجه قرار داده و تحصیل این علوم را در مسیر تقرب الهی و کمال بندگی پروردگار با اهمیت شمرده و به طور دقیق آثار عینی و تأثیر محسوس هر یک را بر زندگی یک به یک شرح داده است. در این قسمت، لازم است از آموزه های او که در قالب دو کتاب با عنوان «ایجابات عرفانیه» در عرفان نظری و «المباحث الاخلاقیة فى کمالات الانسانیه» در عرفان عملی منتشر شده، یاد شود. در مقدمه عربی کتاب «ایجابات عرفانیه» که یکی از شاگردان عراقی و عرب زبان او آن را تنسیق و تنظیم کرده، چنین آمده است: «جناب شیخ رجب علی محمدی در سال ۱۹۳۹ میلادی در افغانستان به دنیا آمد و از آنجا در سال ۱۹۶۹ میلادی به نجف اشرف هجرت کرد در نجف به حوزه علمیه پذیرفته شد؛ از آغاز نوجوانی در افغانستان امور عقلی را دوست داشت و در تحصیل آن کوشش می مود به همین دلیل وقتی تحصیل برخی متون درسی را کامل کرد به دروس شیخ عباس قوچانی که وصی سید علی قاضی بود شتافت و نزد او ده سال تحصیل نمود و منظومه و اسفار و دوره کامل مباحث خارج علم اصول را نزد وی فرا گرفت و همزمان به درس های خارج فقه سید خوی نیز به تحصیل مشغول بود. بسیاری از علوم را کسب نمود که فلسفه در بدایه الحکمه و منظومه و حکمه عرشیه از آن علوم است. در قسمت اخیر عمر خود به تدریس عرفان نظری و عملی رو آورد و متونی چون رساله سیر و سلوک و منازل السائرین و تمهید القواعد و فصوص الحکم و مصباح الانس را تدریس کرد. تدریس این دورس از محبوبترین دروس نزد وی بود». تنظیم کننده کتاب ایجابات عرفانیه در ادامه مقدمه آورده: «این کتاب از ثمرات دور دوم تدریس منازل السائرین جناب ایشان است؛ به مانند سبد میوه های دست چین مرغوب سوال های را در بر دارد که پس از هر درس مطرح می شد و جناب ایشان از فیوضات دانش وسیع خود به سوال ها جواب می داد. با توجه به اهمیت این سوال ها و جواب ها به نشر آن اقدام نمودیم تا از ثمرات آن تشنگان این حقایق بهرمند شوند».
آیت الله محمدی در کنار تحصیل و تدریس یک اندوه ناتمام داشت که مدام آن را بازگو می نمود و آن درد و رنج و سرگذشت غم انگیز مردم ارزگان، باغچار و دیگر طوایف در ساحات ارزگان و دایچوپان بود. وی در بخش از زندگی نامه که توسط خود ایشان املا شده است، از چگونگی سه شیوه نسل کشی مردم در ارزگان توسط سپاه عبدالرحمان و همچنین به شرح سرگذشت رقت بار و دردناک مردم باغچار پس از جنگ سخن گفته است؛ از شکنجه عمومی حکایت کرده و از محاصره و تنگناهای معیشتی و داستان های مرگ در مسیر رفت و آمد به شهرها، از داستان های جانسوز بیگاری و حواله های آرد و گندم و جو و گلیم و نمد و روغن و قدید و هیزم و نگهداری اجباری اسب های سرکاری در تابستان روی چمن ها و در زمستان با جو و آذوقه مخصوص اسب و از ماجرای سلب مالکیت زمین های باغچار و پراکنده شدن باغچاریان در هرسو. ایشان در بخشی از این دردنامه، داستان های را از مجبور شدن خانواده ها به فروختن دختر و پسر برای تهیه حواله های حکومت و خوانین تحت حمایت گفته است؛ و داستان شاهد عینی رضا بخش و خدا بخش دو برادرانی که در خوردسالی برای تهیه اقلام حواله ای اجباری به افغان ها فروخته شده بودند و اینکه آنان پس از رسیدن به سن بلوغ چگونه فرار کرده و به باغچار برگشته سخن گفته و گفته زمانی که آن دو برادر به باغچار برگشتند دیدند که زمین های باغچار از آنان به جور و ستم گرفته شده و اقوام ساکن در آن به دیگر نقاط کشور آواره و پراکنده شده بودند و اینکه آن دو نوجوان به جستجوی اقوام آواره شده باغچار و جمع آوری آنان از اطراف و اکناف پرداختند و این که کوشش های آن دو برادر به ماجرای طرح دعوای ذی الید منجر شد که آن هم البته به رغم کوشش های زیاد در جو شدید اختناق و تعصب حکومت جور، به مقصود نرسید... در این مختصر جای و مجال آن نیست که به تمام خاطرات و حکایات جانسوز ایشان با ذکر جزئیات پرداخته شود.
2. ویژگی ها:
1. یکی از ویژگی های آن فقید سعید این بود که از همان آغاز زندگی فردی و اجتماعی «پاک» زندگی کرد؛ متقی و اهل مراقبت و رعایت بود به خانواده و پیرامونش مهربان و دلسوز بود از محرمات و مکاره پرهیز مینمود و دنیاگرایی در ساخت او راه نداشت. در باب پاک زیستن وی، یکی از عزیزان خاطره ای را نقل کرده و گفته بارها می دیدم که هنگام نماز لباس دیگر می پوشید. وقتی به اسرار راز این کار را از وی پرسیدم گفت آن جامه که در آن نماز می خواندم مطمین بودم که پاک است شبهه ناپاکی یا تهیه شده از مال حلال مخلوط به حرام در آن وجود نداشت. خداوند وقتی حضرت یحیی را مورد ستایش قرار داده به صفات و خصالی اشاره کرده که محمدی کوشیده خود را به آن خصال بیاراید. خداوند در مورد حضرت یحیی فرموده : «از کودکی درستکار، مهربان، پاک و با تقوا بود. فرموده به پدر و مادرش خوبی می کرد. فرموده سرکش، ستمگر و نافرمان نبود فرموده «سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا». معنی این آیه در قالب جمله خبری این است که همه بر او درود می فرستند و در قالب جمله انشایی معنی جمله این می شود که خداوند خود می فرماید درود بر او ! (مریم (۱۲-۱۵). به همین دلیل اقوام باغچاری و ارزگان آشنایان و عالمان و طلابی که آیت الله محمدی را دیده و شناخته به او با دیده احترام و عظمت می نگرند. در ارتحال او شخصیت های علمی طلاب و دوستان زیاد متأثر شدند و ضمن یاد از شخصیت علمی و الهی وی، فقدان آن عالم عظیم الشان را با به مردم ارزگان و باغچار و حوزه های علمیه و حوزه علمیه نجف تسلیت گفتند.
2. ویژگی دیگر آیت الله محمدی این است که خانواده اش را در مسیر هدایت و فلاح و سعادت قرار داد و تا جای که توانست درست تربیت نمود؛ دیده می شد که فرزندان او با تمام ادب و احترام مطیع و فرمانبردار او بودند و هستند دیده می شد که فرزندانش تمام هم و همت خود را در مسیر حفظ حرمت و خدمت به او قرار می دادند حتی در میان فرزندانش کسی است که خود را برای خدمت به او وقف نمود. به وضوح می دانیم و می بینیم که امروزه خانواده سالم را به درستی تحویل جامعه دادن کار مهم و بزرگ اما سخت و دشوار است. مهمترین مسأله و بحران امروزی خانواده ها فروپاشی و بحران خانواده است نسل امروز شیوه زندگی نسل دیروز را نمی پسندند و حتی نسبت به باورها و الگوها و ملاک های آنان در مسیر زندگی بی احترام هستند؛ اما آیت الله محمدی فرزندانش را از این بحران به سلامت عبور داد. می بینیم که سه تن از فرزندانش طلبه و اهل رعایت هستند و سایر فرزندان او نیز اهل رعایت و تقوای هستند و در برابر او با جان و دل مطبع و خاضعند. به راستی محمدی خود و خانواده اش را چگونه از این بحران عبور داده است؟ الگوها و ملاک های او برای تربیت خانواده اش چه بوده است؟
اری آن بزرگوار به خوبی می دانست که ملاک تربیت خانواده درستکاری، مهربانی با همدیگر رعایت پاکی و پاک سرشتی، رعایت پاک دینی و رعایت تقوای الهی، خوبی به پدر و مادر، انجام تکالیف الهی، رعایت حد و مرز بین حلال و حرام و پرهیز از محرمات، رعایت آداب اجتماعی و پرهیز از سرکشی است. محمدی به درستی این ملاک ها را می دانست به همین دلیل توانست از خود خانواده سالم به جا گذارد.
3. ویژگی شخصیتی دیگر آیت الله محمدی این بود که آگاهانه از طریق آموزش و تربیت در جایگاه محافظت و انتقال فرهنگ دین به دیگران و تربیت خانواده و طلاب قرار گرفت عادتا آدم ها میراثی از جنس مادیات بر جا می گذارند؛ ثروت قدرت شهرت خانه ماشین و غیره این گونه میراث چشم و دل میراثبرداران دنیا پرست را تسخیر میکند در نزد آنان ذخایر و الگوهای تربیت الهی مورد توجه قرار نمی گیرد دنیاگرایی آنان را به سمت رفاه خوشگذرانی و دنیا پرستی سوق می دهد. اما آیت الله محمدی میراثی از این دست چیزها بر جا ننهاد بلکه انتقال تعالیم انسانی دین را بر عهده گرفت دانش و ادب و حیا و عفت و تقوا به میراث گذاشت ذخایر و تعالیم دین را به طور عملی و در قالب سلوک معنوی به عمل بست؛ چون آقای در آغاز زندگی اجتماعی خود مسیر آینده خود را آگاهانه انتخاب کرده بود. لذا به سمت جلب «قدرت» از طریق سیاست و نفوذ اجتماعی نرفت به جمع آوری «ثروت» رو نیاورد به تمایلات شخصی روی خوش نشان نداد؛ احساسات و تمایلات مبتنی بر هوس را در دوران جوانی مهار کرد به تعبیر قرآن «و لم یکن جبارا شقیا» بود یعنی راه که در آن خودخواهی سرکشی و ستمگری و شقاوت باشد را پیش نگرفت بلکه آگاهانه با رو آوردن به کسب دانش مسئولیت محافظت از تعالیم الهی و انتقال آن به نسل پس از خود را بر عهده گرفت هیچوقت خود را و راه درست را گم نکرد. برای کسب دانش وقت و زمان و شرایط نمی شناخت در جریان عسکری آموختن را کنار نگذاشت در اداره مکلفیت از هر عالمی شیعی و سنی دانش فراگرفت و به جای فرورفتن در رفاه و آسایش مادی به پاک و مسئولانه زیستن اندیشید و اول خود عمل کرد تا برای دیگران الگو باشد.
توجه و تمرکز او به دانش های حوزه، ایمان و تکیه به پروردگار را در او آبدیده کرده بود در شخصیت او ثبات و استواری روح و روان خاص شکل گرفته بود. در یکی از دیدارها در شهر مقدس قم آقای دکتر احمدی به بنده گفت: «حاج آقای محمدی دنیای از علم و حلم و الهام بخش نفس مطمئنه است» می دانیم «نفس مطمئنه» برترین لقب است که خداوند بندگان خوب خود را به آن توصیف نموده است. این سخن جناب دکتر احمدی از شخصیت علمی اخلاقی و ربانی ایشان حکایت دارد؛ به قول مولانا جلال الدین محمد بلخی: خوشتر آن باشد که سیر دلبران- گفته آید در حدث دیگران. یکی از شخصیت های علمی که وی را از نزدیک می شناخت ضمن پیام تسلیت در باره او اظهار نظر کرده و چنین گفته: «در عین تواضع و فروتنی از عظمت و ابهت شخصیتی خاصی برخوردار بود؛ اخلاق نمونه داشت بلکه خود استاد اخلاق نظری و عملی بوده به تمام علوم حوزوی و مخصوصا در علم فلسفه و کلام دست بالا داشت؛ شاگردان زیادی را در طول سالیان عمر شریفش در حوزه پر برکت نحف تربیت کرد به طلاب جوان توجه خاصی داشت و آنان را مورد تشویق و ترغیب قرار می داد مورد اعتماد و احترام مراجع عظام نجف بود در کنار تدریس و شاگرد پروری تولیت و مدیریت علمی و آموزشی مدرسه شیخ چمن اخلاقی ارزگانی را بر عهده داشت به اهلبیت عصمت علیهم السلام به طور خاص ارادت و اخلاص می ورزید. فرزندان او هر کدام خلف صالح هستند که این خود از نقش مثبت او در تربیت دینی او حکایت دارد کتاب «ایجابات عرفانیه» از آموزه های خلال عرفانی اوست که توسط شاگردانش تقریر و پس از عرضه چاپ شده است.
فاضل ارجمند جناب آیت الله صادقی باغچاری پس از مطالعه مقدمه کتاب ایجابات عرفانیه وی ضمن نوشته های در ۵ قسمت درباره آیت الله محمدی، در قسمتی از آن نوشته ها چنین آورده است: گرچه کوتاه و با قلم یک شاگرد عرب عراقی او در مقدمه کتابی که تحریر و تقریر درس ایشان است گزارش شده؛ ولی از جهات ذیل برایم جالب بود:1. در شرایط خاص حوزه مقدسه نجف نه تنها تحصیل فلسفه بلکه عرفان خوانده است که شاه کار کم نظیر اوست. 2. درک محضر درس عارف بزرگ قوچانی وصی سید علی قاضی به مدت ده سال، توفیق مزید و نکته مهم در فرایند و برایند تحصیلات ایشان است. 3. نه تنها درس عرفان؛ بلکه تدریس آن در حوزه نجف توفیق ویژه و امتیاز بزرگ در زندگی علمی معنوی ایشان به شمار می آید. گویا ایشان اولین ارزگانی است که در حوزه مقدسه نجف نه تنها عرفان عملی و نظری تحصیل کرد؛ بلکه تدریس نموده و این مزید بر برتری او بر دیگر ارزگانیان است. 4. در حوزه مقدسه قم با این همه شرایط مساعد برای فراگیری معارف فلسفی و عرفانی، تعداد ارزگانیان که بر ساحل بحر فلسفه و عرفان سیری داشته اند، کمتر از عدد انگشتان یک دست است. اما اینکه آیت الله محمدی ارزگانی در حوزه مقدسه نجف نه تنها غواص بحر معارف فلسفی و عرفانی به لحاظ تحصیل بلکه توفیق تدریس دروس عرفان داشته و حتی دو دوره منازل السائرین را تدریس کرده است.
آیت الله محمدی پس از عمری مجاهدت در راه علم و تربیت شاگردان زیاد، در نخف اشرف در سن۸۶ سالگی روح بزرگش به لقاء الله پیوست. بسیاری از حوزویان حوزه علمیه نجف در حریم حضرت مولای متقیان بر او نماز خواندند و در دارالسلام آرام گرفت. روحش شاد «و سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا».
تهیه کنند: محمدعلی عبدلی(رحیمی) خراسان رضوی 1404/6.28
بیانیه «مجمع علما و طلاب ارزگان» به مناسبت رحلت آیت الله محمدی(ره)
قال الصادق(ع): «إذا مات المؤمن الفقیه ثلم فی الإسلام ثلمة لا یسدها شئ» با کمال تأسف و اندوه، خبر رحلت عالم ربانی و روحانی وارسته، حضرت آیت الله حاج شیخ رجبعلی محمدی ارزگانی که عمری را در خدمت به دین، ترویج معارف اهلبیت علیهمالسلام و تهذیب نفوس سپری نمودند، موجب تأثر و اندوه فراوان گردید. مرحوم محمدی از جمله چهرههای علمی و معنوی بود که عمر پربرکت خویش را در راه تحصیل علوم دینی و خدمت به جامعه اسلامی گذراند. ایشان علاوه بر تدریس و تربیت شاگردان در حوزه علمیه نجف اشرف، در مقام مسئولیت یکی از مدارس دینی آن دیار، خدمات شایانی به طلاب و اهل علم ارائه نمودند. سلوک اخلاقی، تواضع مثالزدنی و معنویت عمیق ایشان، همواره در دلهای دوستان و شاگردانشان اثری ماندگار بر جای نهاده است. از ویژگیهای برجسته آن مرحوم، اهتمام به ساحت عرفان و اخلاق بود، بهگونهای که دو اثر ارزشمند در حوزه اندیشه عرفانی و حاشیه بر آراء بزرگان این عرصه از ایشان به یادگار مانده است. همچنین حضور ایشان در میان کهنسالان علما، مایه برکت و سرمایهای برای اهل علم به شمار میآمد. زندگی علمی و معنوی ایشان، نمونهای روشن از پیوند عالِم دین با مردم، و همراهی اندیشه و عمل در مسیر بندگی خداوند بود. فقدان این عالم ربانی برای حوزههای علمیه، دوستان، شاگردان و خاندان مکرم ایشان ضایعهای جبرانناپذیر است.
مجمع علما و طلاب ارزگان این مصیبت عظیم را به محضر شریف امام زمان علیه السلام، بیت مکرم ایشان، طلاب و فضلای حوزههای علمیه، و عموم ارادتمندان آن مرحوم تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای آن فقید سعید، غفران و رحمت واسعه و برای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل مسئلت مینماید. یاد و نامش گرامی باد.
مجمع علما و طلاب ارزگان
۱۴۰۴/۶/۲۲- 20 ربیع الاول ۱۴۴۷
پیام تسلیت دبیر محترم مجمع علمای ارزگان حضرت آیت الله وثوقی
در گذشت عالم ربانی، فیلسوف و عارف عالی مقام استاد فرزانه و پارسا حضرت آیت الله حاج شیخ رجبعلی محمدی ارزگانی را به محضر بستگان سببی و نسبی، فرزندان فرهیخته، عمو زاده های گرامی، اقوام محترم، جامعه روحانیت ارزگان، شاگردان و علاقه مندان شان، تسلیت عرض می نمایم. استادمحمدی ارزگانی از عالمان عامل، پارسا و پیشکسوت ارزگان و باغچار بود. که بیش از نیم قرن در جوار حرم امام اول شیعیان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام، در حوزه بابرکت نجف اشرف از محضر اساتید و مراجع نجف کسب فیض کرده و مشغول، تحقیق و تدریس و مدیریت مدرسه علمیه و امور فرهنگی بوده است. ایشان از شاگردان ممتاز فیلسوف و عارف عالی قدر، عباس قوچانی بوده و سال ها کتب مشهور فلسفی و عرفانی، را تدریس کرده است. خداوند متعال خدمات عالی علمی دینی و ایمانی و فرهنگی ان استاد فرزانه را به احسن وجه قبول فرماید. و در جات و مقامات شان عالی است، متعالی بفرماید و به کلیه باز ماندگان بالاخص فرزندان فرهیخته و دانشمند شان و عمو زادگان شان اجر و صبر عنایت فرماید. بیستم ربیع الاول ۱۴۴۷ وثوقی.























































