مجمع علما و طلاب ارزگان

"پایگاه انترنتی"مجمع علما و طلاب ارزگان

مجمع علما و طلاب ارزگان

"پایگاه انترنتی"مجمع علما و طلاب ارزگان

مجمع علما و طلاب ارزگان

پایگاه اطلاع رسانی"مجمع علما و طلاب ارزگان" با هدف ارائه اطلاعات علمی و مفید در باره تاریخ، جغرافیا و مردم ارزگان، آشنایی با علما، شخصیتها و خدمات آنان و معرفی فرهیختگان ارزگانی و آثار علمی ایشان، ایجاد شده است.
ساختار سایت، دارای چند محور کلی است که موضوعات متعددی را شامل می شود. بخش "تاریخ ارزگان" حاوی اطلاعاتی در باره گذشته تاریخی، جغرافیا و مردم ارزگان است. در بخش "علمای ارزگان"زندگینامه علمای برجسته ارزگان و خدمات علمی، فرهنگی و سیاسی آنان، قرار داده شده است. در بخش "اندیشوران ارزگانی" به معرفی فعالیت های فرهنگی، تبلیغی و پژوهشی فرهیختگان ارزگانی پرداخته شده و آثار علمی فاخر آنان در قالب صدها کتاب و مقاله، جهت استفاده در اختیار عموم قرار گرفته است. بخش"مشاهیر ارزگان" به معرفی شخصیت های تأثیرگذار در منطقه ارزگان و خدمات آنان اختصاص دارد. در بخش "نشست ها و همایش ها" به معرفی اقدامات ثمر بخش مجمع علما و طلاب ارزگان در برگزاری نشست ها و همایش های علمی، پرداخته شده است که همایش بین المللی ارزگان، یکی از نمونه های بارز آن است(متن مجموعه آثار همایش در پنج جلد، جهت دانلود در سایت قرار داده شده است).
امید است با عنایت و مساعدت دوستان در غنا بخشی محتوای سایت، این پایگاه به سایت مرجع، برای مخاطبان ارزگانی تبدیل شود.

۱۷ مطلب با موضوع «علمای ارزگان» ثبت شده است

آخوند ملامحمد کاظم درافشانی معروف به صاحب کفایه که با القاب(در افشانی، ارزگانی، خراسانی و هروی) نیز شناخته می شوند ازعلما و مجتهدان و دانشمندان نامور جهان اسلام است که آوازه شهرت و مقام علمی او اقطار وآفاق جهان را درنوردیده و بیش از صد سال است که آراء و نظریات فقهی او در حوزه ها و مجامع علمی جهان اسلام و جهان تشیع، مطرح و محور درس و بحث اساتید و مدرسان مشهور و پرآوازه است.
ملا محمد کاظم آخوند، فرزند ملاحسین ابریشم فروش(1255-1329ق/1839-1911م) در سال1255 در هرات متولد شد. اصلیت ایشان از چوره دره در افشان از توابع ولایت ارزگان افغانستان می باشد. منطقه در افشان که به آن (درمشان) نیز گفته شده است، در اطراف ناوه میش، موقعیت دارد.

مهاجرت به مشهد
ملا محمد کاظم در آغاز جوانی به مشهد مهاجرت نمود و علوم مقدماتی و سطوح را در مشهد فراگرفت و سپس راهی سبزوار شد واز ملاهادی سبزواری فلسفه آموخت. پس از آن در سن 22 سالگی به تهران رفت ونزدملا حسین خویی ومیرزا اسدالله جلوه به تحصیلات تکمیلی اش در حکمت وفلسفه پرداخت سپس عازم نجف شد ونزد شیخ انصاری وحاج علی شوشتری ومیرزای شیرازی وشیخ راضی نجفی ومیرزا مهدی قزوینی مشغول تحصیل شد و پس ازفراگیری علوم دینی در نجف وسامرا به تدریس مشغول شد وحدود نیم قرن به تدریس علوم معقول ومنقول پرداخت ایشان را درشیوه ی تدریس وحوزه بزرگ درسی درتاریخ شیعه بلکه درتاریخ اسلام بسیارکم نظیر میدانند
میرزای شیرازی درسال1291قمری حوزه درس خود را ازنجف به سامرا انتقال داد آخوند نیز همانند بیشتر شاگردان میرزاهمراه ایشان به سامرا رفت اما پس از مدتی به توصیه میرزا به نجف باز گشت وبه تدریس پرداخت میرزا آخوند را به فضل می ستود وطلبه ها رابه استفاده از درس او تشویق می کردپس از رحلت میرزا حسن شیرازی آخوند به جانشینی وی و بزرگ ترین مرجع عالم شیعه مشخص گردید وعلما وفضلاازهمه نقاط جهان به سوی نجف روی آوردند ودرمجلس درس وی شرکت می جستند زمانی ملاهادی سبزواری استادش در با ره آخوند گفته بود(وی درآینده درعلم ودانش نابغه خواهد شد وازانوارنبوغ اوهزاران نفربه بزرگی خواهند رسید)براستی که چنین گشت!بعضی ازکتب تاریخی یا رجال اخیر شمار علمای کرسی درس اورا (درطول چهل سال) متجاوز از3000 نفر نوشته اند که یک هزار وهشتصد مجتهد و عالم دقیقابه شمارش آمده و مکتوب است.

سخنان آیت الله جوادی آملی در باره آخند خراسانی

شاگردان آخند:
بسیاری از بزرگان و مفاخر علمی صده اخیر شیعه مانند: محمد حسین نائنی، محمد رضا تنکابنی، محمد حسین کاشف الغطاء، سید ابوالحسن اصفهانی، سید حسن مدرس، سید ابو القاسم کاشانی، آیت الله حکیم، مرحوم خالصی، علامه امین عاملی، علامه شرف الدین عاملی، علامه آقابزرگ تهرانی، آیت الله بروجردی، آیت الله آقا نور الدین عراقی، سید صدر الدین صدر، حاج حسین قمی، محمد علی شاه آبادی، محمد جواد بلاغی، ضیاالدین عراقی، سید محمد تقی خوانساری، سید عبد الحسین حجت، محمد حسین اصفهانی(کمپانی)، سید عبدالله بهبهانی، سید عبدالهادی شیرازی، سید محسن حکیم، سید محمود شاهرودی، عبدالکریم حائری، سیداحمد خوانساری، سیدجمالدین گلپایگانی، سید محمد حجت، محمد حجت کوه کمره ای، حائری قمی، سید یونس اردبیلی، سیدشرف الدین لبنانی، سیدحسین طباطبای، فیض قمی، کبیر قمی، غروی اصفهانی، میرزا جوادملکی، قاضی طباطبای، آیت الله شهرستانی، مرحوم محلاتی، آقا محسن عراقی، مدرسین یزدی، مدرسین بابلی، و صدها تن از بزرگان شیعه، همگی ازشاگردان او بوده اند.
آیت الله جوادی املی درخطبه های نماز جمعه قم به تاریخ 19/3/1388، در باره آیت الله محمد کاظم آخوند چنین می گوید: «مگرعلمای نجف به قداست آنها کسی آمد، مگر بزرگان نجف به اعلمیت آنها کسی آمد، این آیت الله محمد کاظم آخوند الان تقریبا یک قرن است که تمام این حوزه های اصولی را قبضه کرده، غالبا شاگردان انهاهم مرجع ممتاز جهانی بودند اگر آسید ابولحسن بود مرجع جهانی بود اگر حاج اقا حسین قمی بود مرجع جهانی بود، آخرین شاگردش آیت الله بروجردی بود که ما دیدیم همه اینها را آخوند خراسانی تربیت کرده، امروز رایج شده که می‌گویند مرجع جهان تشیع، اما از در و دیوار این قم که بگذری خبری نیست ولی برای مرحوم بروجردی غرب وشرق فدایی بودند»
آثار ملا محمد کاظم آخوند
مرحوم آخوند یکی از بزرکترین ارکان علم اصول بود وکار سی ساله علما را با اثر گران سنگ خویش (کفایه الاصول)به سه سال تبدیل نمود این کتاب مانند رسائل و مکاسب در ردیف کتب درسی علمای اعلام است البته ایشان تالیفات زیادی دارند از جمله:
1. حاشیه ای بسیار عالمانه برمکاسب استادش(شیخ انصاری)
2. شرح وتعلیقه ای بر منظومه دیگر استادش (ملاهادی سبزواری)
3. حاشیه ای بر اسفار(صدر المتالهین شیرازی) که می گویند نسخه اش در استان قدس رضوی وجود دارد
4. رساله زیبا وسنگین(دماءثلاثه)
5. دررالفوائد فی شرح الفرائد
6. الفوائد الفقهیه والاصولیه
7. تکمله التبصره
8. شرح تکمله التبصره
9. الاجتهاد والتقلید
10. کتاب فی الوقف
11. کفایه الاصول


در میان تالیفات ایشان، مهم ترین و معروف آن کتاب «کفایه الاصول» می باشد که اکنون در دوره های عالی حوزه تدریس می شود واز موجز ترین و منقح ترین و مرتب ترین کتب اصولی مسلمانان است ،صد ها نفر از شاگردان آخوند تقریرات فقه و اصول ایشان را نوشته اند.

ملا محمد افضل ارزگانی(۱۲۹۰تا ۱۳۵۰ق) عالم مذهبی و مورخ
ملا محمد افضل ارزگانی(معروف به مولوی) از علما و شخصیت های نام آشنای شیعه افغانستان در قرن چهاردهم هجری است. محمد افضل ارزگانی در خانواده ای از طایفه سلطان احمد از طوایف ساکن ارزگان به دنیا آمده است. (ملا محمد نظر باغچاری ۱۳۹۸) یزدانی به نقل از محمد افضل می گوید: او ضمن بررسی تاریخ انساب هزاره زابلی (زولی) نسبش را به مردمان هزاره زابل که در منطقه ارزگان کنونی قرار دارد می رساند و از این رو به «ارزگانی» شهرت یافته است (یزدانی، ۱۳۹۰، ج۲: ۶۲۹) او در نجف درس خوانده است؛ زیرا در آخر کتاب مختصر المنقول، خودش را به الارزجانی ثم النجفی معرفی کرده است (ارزگانی، بی تا، ۱۶۰).
بخشی از دوره زندگی محمد افضل در زمان امیر عبدالرحمان خان بوده است (ملا محمد نظر باغچاری، ۱۳۹۸). محمد افضل در سالهای اول حمله سپاهیان عبدالرحمان خان به هزاره جات در زادگاه خویش به سر می برد و وقایع را به چشم دیده است. به روایتی او سه سال خیزش مردم زولی را رهبری کرد (عبدلی، ۱۳۹۱ : ۲۱۶ و ۳۰۴؛ فهیمی، ۱۳۹۳، ج ۴: ۳۲۲).
پس از شکست هزاره ها به پاکستان و از آنجا به ایران و نهایتاً به عراق مهاجرت کرد و شرح ستم امیر عبدالرحمان را به گوش میرزای شیرازی، مرجع تقلید مهم شیعه در آن روزگار و دیگر علمای عراق رساند تا جلو تعدی بیشتر به جان و مال هزاره ها را بگیرد (ناصری داوودی، ۱۳۹۰، ج ۱۲۱:۲)، طبق برخی روایت ها از میان صدها عالم دینی هزاره جات که در زمان عبدالرحمان خان کشته شدند تنها دو نفر جان سالم به در برده و توانستند بی رحمی های سپاهیان او را بنویسند که یکی از آنها ملا محمد افضل ارزگانی است (جایگاه علامه شهید بلخی در تاریخ معاصر افغانستان ۱۳۷۰).
تلاشهای محمد افضل و برخی دیگر موجب شد که علمای شیعه واکنش نشان دهند. علمای مشهد آوارگان را پناه دادند و کمکهای مادی و معنوی خود را روانه هزاره جات کردند. میرزای شیرازی با وزارت خارجه ایران تماس گرفت و خواستار مداخله ایران به منظور توقف کشتار شیعیان افغانستان شد (ناصری داوودی، ۱۳۹۰، ج ۲: ۱۲۲) تصمیم گرفت تاریخ توأم با سرکوب هزاره ها او حین زندگی و تحصیل در نجف و آنچه را دیده و شنیده بود، بنویسد (همان) پس از مرگ عبدالرحمان خان، محمد افضل ارزگانی نجف را به مقصد افغانستان ترک کرد. مدتی در کویته پاکستان توقف کرد تا ضمن دیدار با اقوام آواره اش تألیفات خود از جمله مختصر المنقول را منتشر کند. بالاخره وارد افغانستان شد و در منطقه داوود جاغوری ساکن شد. مردم ناوه گری قطعه زمینی به او دادند و سهمی از کاریز برایش در نظر گرفتند و منزل و مدرسه ای برایش بنا کردند (همان ۱۲۳) از این مدرسه با نام «مولوی ارزگانی یاد کرده اند که محمد افضل ارزگانی ده سالی در آنجا تدریس کرده است (صمدی، ۵۱:۱۳۷۷)
محمد افضل در مالستان از مدرسه علوم دینی عبدالعلی کربلایی نماینده سید ابوالحسن اصفهانی دیدن میکند و کتاب فی المجلس شرایع محقق حلی را با تسلط تدریس و تشریحمی کند (احمدی، ۱۳۹۸) ملا محمد نظر باغچاری در این باره می گوید مباحث های علمی بین ملا افضل ارزگانی و آخوند کربلایی مالستان صورت میگیرد و ملا افضل میگوید من مجتهد هستم و کل مباحثه بین آنها دو ورق بوده است و در خاتمه مباحثه میگوید: مجتهدی نیستم که مقلد باشد، یعنی مجتهدی هستم که مقلد ندارم» (ملا محمد نظر باغچاری، ۱۳۹۸). البته گفته شده است که محمد افضل از کویته به ارزگان آمده است و مدتی در مرکز ارزگان خاص سکونت داشته است و به باغچار حسینی و سایر قریه های ارزگان در رفت و آمد بوده است. از قراین -موجود مشخص میشود که محمد افضل در سالهای آرامی و استقرار یک حکومت نسبتاً مقتدر در ارزگان اقامت داشته است و آمدن او به ارزگان در زمان کلان سالی پدران روایان زندگی محمد افضل یعنی سلطان علی احمدی باغچاری ، ملا محمد جمعه، ملا اسحاق غلامی و ملا محمد نظر آخوند باغچار بوده است (احمدی ۱۳۹۸) در آن زمان محمد افضل با عبدالکریم خان حکمران ارزگان خاص کمک و همکاری داشته است و حاکم ارزگان خاص از او زبان انگلیسی آموخته است اما یک قاضی اهل سنت از منطقه بهروز از محمد افضل پیش حکمران شماتت میکند که او عقاید مردم را به سمت شیعه سوق می دهد.
بعد از این جریان محمد افضل به ناچار از آنجا به سمت ترکستان یا مزار فرار میکند (ملا محمد نظر باغچاری(۱۳۹۸) عزیز الله غلامی از قول پدرش ملا اسحاق باغچاری نقل میکرد که مولوی افضل با ملا بخشور نامی فعالیت مذهبی می کرده است. بعد از فرمان ترویج مذهب حنفی این دو نفر شب ها به در خانه های مردم میرفته اند و درباره اعتقادات دینی آنها اطلاعات میداده اند تا جلو تغییر مذهب شان را بگیرد (غلامی، ۱۳۹۸).
محمد افضل در مدت اقامت خود در ارزگان ازدواج میکند و همراه با خانم و خدمتکار خود به نام عباس برای دیدار از بازماندگان ارزگان وارد بلخ می شود و در منطقه دولت آباد بلخ با ارباب نوروز از بازماندگان قلندرهای دای چوپان دیدار میکند بعد از این سفر محمد افضل از بلخ به ارزگان بر می گردد و خانم خود را طلاق میدهد و بعد از عده به عقد عباس در می آورد و خود به سفر می رود (احمدی (۱۳۹۸). البته ملا محمد نظر باغچاری عقیده دارد بعد از وفات ملا افضل عباس خدمتکارش با خانم او ازدواج میکند. ملا محمد نظر باغچاری (۱۳۹۸) و در باغچار ساکن میشود و اکنون (۱۳۹۸ ش) فرزندان این خانم در ورامین تهران ساکن هستند احمدی ۱۳۹۸) سال مرگ محمد افضل ارزگانی سال۱۳۵۰ ق / ۱۹۳۱ م بیان شده است (آیتی ۱۳۹۰: ۱۸۴) ، سید یوسف علی موسوی میگوید ملا افضل در منطقه خلجی مزار شریف زمین داشت و در همانجا هم فوت کرد و قبرش هم در همان جاست در سال های بعد عباس نامی از ارزگان به مزار شریف می آید و دعوای ارث و میراث ملا را دارد. ملا افضل طبق روایت موسوی تفکر اخباری داشته است و در این باره با سید رجب علی باغچاری بحث میکرده است. (موسوی، ۱۳۹۸).
محمد افضل مسلط بر علم کلام و فقه بوده است و خود را اهل اجتهاد میدانسته است و به زبان انگلیسی نیز تکلم میکرد احمدی ۱۳۹۸) ملافضل در دوره زندگی خود تلاش کرد امور اجتماعی مردم را سامان دهد و شاگردانی در زمینه علوم دینی تربیت کند.
در واقع او از معدود کسانی است که هزاره ها را به علم آموزی تشویق کرد و این رهنمون را با صراحت در مقدمه مختصر المنقول آورده است (یزدانی، ۱۳۶۸ ۱۲). او به جز جاغوری به مناطق دیگری از هزاره جات هم رفته و در آن مناطق نیز مردم را به اتحاد و همچنین سواد آموزی تشویق کرده است. کتاب مختصر المنقول از تألیفات مهم محمد افضل است. او آن را در سال ۱۳۳۱ ق / ۱۹۱۲ م در پاکستان و به دور از سانسور و فشار حکومت وقت افغانستان منتشر کرد آیتی، ۱۳۹۰: ۱۸۴) از شاگردانش می توان به محمد علی آخوند و ملا علی اکبر داوود اشاره کرد (صمدی: ۵۱:۱۳۷۷)  منبع: دانشنامه هزاره، ج۱، ص۴۹۸-۵۰۰: اسماعیل بختیاری.
ملا محمد افضل ارزگانی، پس از حمله امیرعبدالرحمن خان به هزاره جات (۱۳۰۹-۱۳۱۱ق) و قتل عام و آوارگی و بردگی بسیاری از شیعیان، وی که خود از شاهدان این جنایت بود، پس از سقوط و تخریب ارزگان، از آنجا فراری، ابتدا به ایران و سپس عراق مهاجر شد. او جنایات و ستم‌های امیر را به اطلاع علمای ایران و عراق، از جمله میرزای شیرازی رساند و از آنان استمداد کرد. در پی همین اقدامات بود که علمای مشهد به کمک آوارگان شتافتند و میرزای شیرازی نیز طی نامه‌ای به دولت وقت ایران، درخواست کرد تا اقدام جدی و عاجلی در توقیف کشتار شیعیان افغانستان به عمل آورد. در پی این درخواست علمای مشهد نیز به کمک آوارگان شتافتند.
ملا محمد در عراق سکونت گزید و نزد علما و مدرسان آنجا به تحصیل پرداخت. وی در نجف تحصیلات خود را تا سطوح عالی تکمیل و از علماء و فقهاء عصرش گردید. ملامحمد فاضل ضمن تحصیل، به توصیه برخی از هموطنانش کوشید تا با مطالعه کتب انساب و تاریخ و جغرافیا و نیز مشاهدات و یا شنیده‌های خود، تاریخ و انساب مردم هزاره را به رشته تحریر درآورد.
ملامحمد، پس از مرگ امیرعبدالرحمن، نجف اشرف را به قصد وطن ترک کرد و در مسیر خویش در شهر کویته توقف کرد و ضمن دیدار با نزدیکان آواره اش در ۱۳۳۱ ق، کتاب یاد شده را با نام المختصر المنقول در تاریخ هزاره و مغول به چاپ سنگی رساند. سپس عازم افغانستان گردید و در جاغوری سکنی گزید. وی در آنجا به تدریس و پرورش طلاب علوم دینی اقدام کرد. او در سفرها و مجالس و محافل. مردم را به وحدت و آگاهی نسبت به معارف دینی دعوت می‌کرد. ظاهرا در یکی از همین سفرها، در سال ۱۳۵۰ق به صورت گمنام درگذشت.

«مختصرالمنقول» از جمله کتاب هایی است که در حوزه تاریخ نگاری افغانستان، به دور از سانسور و یا دستور، نگارش یافته است و منبع اطلاعاتی برای این برهه زمانی است. کتاب در زمانه خودش امکان چاپ نیافت و حدود صد سال پس از نگارش به دست نشر سپرده شد. منبع: سایت ویکی فقه دانشنامه حوزوی(https://fa.wikifeqh.ir).

کتاب مختصر المنقول در تاریخ هزاره و مغول

این اثر که مهم ترین یارگار مرحوم ملا محمد افضل ارزگانی است، اولین بار در سال 1371 با همت و تلاش جناب رمضانعلی محقق، به چاپ رسیده است، سپس در سال 1394 با مقدمه، تنظیم و ویرایش دکتر حفیظ شریعتی، توسط انتشارات امیری در کابل به چاپ رسیده است.

دانلود کتاب «مختصر المنقول در تاریخ هزاره و مغول»